|
در نهفته ترين باغها دستم ميوه چيد....
|
خدیجه همسر او بود
زنی خندان و خوشرو بود
برای شادی و غم ها
خدیجه یار نیکو بود
لالا شادی من لالا
گل آزادیم لالا
خدا یک دختر زیبا
به آنها داد لالالا
به اسم فاطمه زهرا
امید مادر و بابا
لالا ...لالا
....لالا
علی داماد پیغمبر
برای فاطمه همسر
برای دختر خورشید
علی از هر کسی بهتر
چراغ خونه ام لالا
گل در دونه ام لالا
علی شیر خدا لالا
علی مشکل گشا لالا
شب تاریک نان می برد
برای بچه ها لالا
لالا مشکل گشای من
گل باغ خدای من
حسن فرزند آنها بود
حسن مانند بابا بود
شهید زهر دشمن شد
حسن یک کوه تنها بود
لالا کوه بلند من
تو شیرین تر ز قند من
علی فرزند دیگر داشت
جوانی کوه پیکر داشت
همیشه حضرت عباس
به رغم نام برادر داشت
لالا نازک بدن لالا
عصای دست من لالا
گل پرپر حسینم بود
گل سرخ گل شب بو
کنار رود و رفت تشنه
تمام غنچه های او
لالالا غنچه ام لالا
....
حسین و اکبرم لالا
علی اصغرم لالا
کجایی عمه جان زینب
سکینه دخترم لالا
لالا گل لاله
نکن گریه نکن ناله
لالایی لالایی لالا لا لالالا
لالا
لالا
شبی سرد است و مهتابی
چراگریان و بیتابی
برایت غصه هم گفتم
چرا امشب نمیخوابی
لالایی لالایی لالا لا لالالا
لالا
لالا
...
نفرین بر زمین که خون تو همچون عرق شرمی همواره بر پیشانی اش جاری ست...!

همه چیز تازه میشود...
حتی داغ نبودن تو.....
دکتر شریعتی